حدود چهار سال پیش در صفحه عمومی اینستاگرامم مطلبی درباره فروش کلیه و قیمت آن در آن روزها نوشتم.
آن زمان قیمت یک کلیه O منفی حدود ۵۰۰ میلیون تومان بود. حالا چهار سال گذشته؛ تورم، قیمت مسکن، خودرو، مواد غذایی و تقریباً همهچیز را چند برابر کرده و بعید نیست قیمت کلیه هم از آن روزها فاصله زیادی گرفته باشد؛ بهخصوص کلیهای با گروه خونی کمیاب O منفی.
اما ماجرا برای من از جایی تلخ شد که متوجه شدم آن مطلب هنوز در جستوجوی عبارت «فروش کلیه» در اینستاگرام بالا میآید.
هر چند وقت یکبار پیامی دریافت میکنم از کسی که تصور کرده این صفحه محل خرید و فروش کلیه است. مینویسد: «کلیه من O منفی است.» بعضیها هم صریحتر مینویسند: «قصد فروش دارم.»
این پیامها در ماههای اخیر بیشتر شدهاند. بخش قابل توجهی از آنها مربوط به همین امسال و بهویژه در سه ماه گذشته است.
پیام های ارسالی کوتاه هستند؛ اما پشت آن پیام چیست؟ احتمالاً یک زندگی ایستاده است.
آدمی که شاید زمانی برای آیندهاش برنامه داشته حالا قیمت یک کلیه را میپرسد.
کسی که به جای اینکه درباره افزایش حقوق، پیدا کردن شغل یا تأمین هزینه زندگی سؤال کند، به این فکر افتاده است که آیا میتواند با فروش عضوی از بدنش چند ماهی از پس مخارج زندگی بربیاید.
تلخی ماجرا فقط این نیست که انسانها حاضر به فروش کلیهشان شدهاند؛ تلختر این است که ظاهراً تعداد کسانی که به این راه فکر میکنند بیشتر شده است.
چهار سال پیش آن مطلب را درباره «قیمت کلیه» نوشتم؛ امروز، پیامهایی که در پاسخ به آن دریافت میکنم، برای من بیشتر از آن که درباره قیمت کلیه باشند درباره قیمت زندگیاند.
و این شاید یکی از تلخترین نشانههای وضعیت اقتصادی امروز باشد:وقتی آدمها برای تأمین معاش، شروع میکنند به قیمتگذاری روی اعضای بدن خودشان…

کد مطلب 2278509
-
شما هم برای مقابله با خشونت علیه کودکان این کارزار را امضا کنید
-
این پیامها دیگر درباره کلیه نیستند