در حالی ۸۵ درصد سهام استقلال به کنسرسیوم هلدینگ خلیج فارس واگذار شده که سه پتروشیمی مستقر در ماهشهر مجموعاً ۶۰ درصد این سهام را در اختیار دارند؛ اما خوزستان همچنان در هیئتمدیره باشگاه جایگاهی ندارد.
واگذاری ۸۵ درصد سهام باشگاه استقلال تهران به کنسرسیومی از شرکتهای گروه صنایع پتروشیمی خلیج فارس، استقلال را وارد فصل تازهای از باشگاهداری کرد؛ فصلی که در آن سه شرکت پتروشیمی بندر امام، بوعلیسینا و شهید تندگویان هر کدام ۲۰ درصد سهام باشگاه را در اختیار دارند و در مجموع ۶۰ درصد از سهام واگذارشده استقلال به این سه شرکت تعلق گرفته است.
این ترکیب مالکیت، یک سؤال جدی را برای خوزستانی ها ایجاد میکند؛ سؤالی که نه از جنس سهمخواهی محلی، بلکه از جنس تناسب میان محل تأمین سرمایه و نحوه توزیع منافع و برنامههای توسعهای باشگاه است:
سهم خوزستان از استقلالی که بخش قابل توجهی از پشتوانه مالکیتی آن از شرکتهای پتروشیمی این استان میآید، دقیقاً چیست؟
پتروشیمی بندر امام، پتروشیمی بوعلیسینا و پتروشیمی شهید تندگویان هر سه در ساختار گروه صنایع پتروشیمی خلیج فارس قرار دارند و هر سه شرکت در ماهشهر فعالیت میکند. بنابراین نمیتوان حضور این سه شرکت در ترکیب سهامداری استقلال را صرفاً یک اتفاق حسابداری دانست و بعد انتظار داشت آثار توسعهای این مالکیت فقط در تهران یا سایر نقاط کشور دیده شود.
موضوع زمانی قابل تأملتر میشود که آمدیم و سیاست جاری استقلال و مدیریت آن را برای توسعه فعالیتهای ورزشی در خارج از تهران ا بررسی کردیم. نمونه روشن آن، ورود باشگاه به والیبال گنبدکاووس است؛ جایی که مدیر تیم والیبال استقلال گنبد از حمایت ۵۰ میلیارد تومانی باشگاه و هلدینگ خلیج فارس برای تیم در سال ۱۴۰۴ خبر داده و از سیاست بومیگرایی در این پروژه سخن گفته است. شهرهای مشهد ، قم و استان های شمالی و … بماند.حتی از سرمایه گذاری در کشتی که خوزستان مهد آن است وتعداد ملی پوشان و مدال آوران بسیاری دارد هم بی نصیب بوده است
این اتفاق ها فینفسه محل نقد نیست. اتفاقاً توسعه ورزش در شهرهای مختلف کشور میتواند یکی از مسیرهای منطقی برای تبدیل استقلال به یک باشگاه چندرشتهای باشد. اما همین رویکرد یک پرسش مهمتر ایجاد میکند: اگر استقلال میتواند در شهری مانند گنبدکاووس برای توسعه یک رشته ورزشی سرمایهگذاری کند، چرا استانی مانند خوزستان که شرکتهای مستقر در آن مجموعاً ۶۰ درصد سهام نه باشگاه فوتبال استقلال بلکه هلدینگ ورزشی استقلال را در اختیار دارند، هنوز از چنین حضور پررنگ و مشخصی برخوردار نیست؟
این پرسش زمانی جدیتر میشود که به ماهشهر برگردیم؛ شهری که در سال ۱۴۰۴ خبر راهاندازی آکادمی حرفهای فوتبال استقلال در آن منتشر شد. خبر از برنامهریزی برای ایجاد این آکادمی با هدف کشف و پرورش استعدادهای فوتبال مناطق جنوبی کشور و ایجاد زیرساخت پایدار برای فوتبال پایه خبر داده شد اما تا حالا چیزی حز وعده دیده نشده است.
اکنون انتظار افکار عمومی خوزستان این است که درباره سرنوشت این برنامه، اطلاعات روشنی ارائه شود. آیا پروژه وارد مرحله اجرایی شده است؟ محل آن مشخص شده؟ اعتبار آن تأمین شده؟ زمان آغاز فعالیت چه زمانی خواهد بود؟ اگر این طرح همچنان در دستور کار باشگاه است، زمانبندی اجرای آن چیست؟
مسئله فقط آکادمی نیست. مسئله، جایگاه خوزستان در نقشه توسعه باشگاهی است.
خوزستان یکی از مهمترین کانونهای فوتبال ایران و یکی از اصلیترین مناطق صنعتی کشور است؛ استانی که سالهاست بخش قابل توجهی از ظرفیت اقتصادی آن در صنایع نفت و پتروشیمی شکل گرفته و شرکتهای بزرگ این منطقه، علاوه بر فعالیت اقتصادی، در حوزه مسئولیتهای اجتماعی نیز پروژههای مختلفی اجرا کردهاند. حتی هلدینگ خلیج فارس نیز درباره بخشی از هزینههای مسئولیت اجتماعی خود در منطقه ماهشهر و بندر امام، از اجرای پروژههایی در حوزه مدرسهسازی، ورزش و زیرساختهای اجتماعی خبر داده است.
بنابراین مطالبه امروز خوزستان از استقلال نباید صرفاً این باشد که «پول بیشتری در استان هزینه شود». مطالبه اصلی میتواند یک برنامه مشخص و پایدار برای حضور استقلال در خوزستان باشد؛ از آکادمی و استعدادیابی گرفته تا تیمهای پایه، رشتههای ورزشی دیگر، آموزش مربیان و داوران و حتی ایجاد مسیر اقتصادی برای استعدادهای ورزشی استان.
در چنین شرایطی، حضور یک چهره شایسته و آشنا با ظرفیتهای خوزستان در ساختار هیات مدیره استقلال نیز میتواند موضوعی قابل بررسی و یک مطالبه جدی باشد؛ نه به عنوان سهمیه یک استان و نه برای انتصاب یک فرد خاص، بلکه به عنوان راهی برای نزدیکتر شدن باشگاه به یکی از مهمترین پایگاههای اقتصادی سهامدارانش و شناخت دقیقتر ظرفیتهای ورزشی و اجتماعی این منطقه.
استقلال امروز دیگر صرفاً یک تیم فوتبال تهرانی نیست. مالکیت جدید، باشگاه را به مجموعهای اقتصادی با ظرفیت توسعه فعالیتهای ورزشی در نقاط مختلف کشور تبدیل کرده است. همین تغییر ماهیت، مسئولیت جدیدی نیز ایجاد میکند: اگر باشگاه قرار است در گنبدکاووس والیبال داشته باشد، در سایر نقاط کشور پروژههای ورزشی تعریف کند و به سمت باشگاهداری چندرشتهای حرکت کند، خوزستان نیز باید در این نقشه جایگاهی متناسب با ظرفیت و ارتباط خود با ساختار مالکیت باشگاه داشته باشد.
مسئولان هلدینگ خلیج فارس و مدیران باشگاه استقلال میتوانند یک سؤال ساده اما اساسی را پاسخ دهند: وقتی سه شرکت پتروشیمی مرتبط با منطقه ماهشهر روی هم ۶۰ درصد سهام استقلال را در اختیار دارند، برنامه استقلال برای بازگرداندن بخشی از این ظرفیت به خوزستان چیست؟
جای خالی خوزستان در کرسی هیات چه زمانی به این استان داده خواهد شد؟ این زیاده خواهی نیست حق خوزستان است.
پاسخ به این سؤال، نه فقط میتواند تکلیف آکادمی ماهشهر را روشن کند، بلکه میتواند آغاز تعریف یک رابطه تازه میان استقلال و خوزستان باشد؛ رابطهای که در آن خوزستان صرفاً محل تولید سرمایه برای یک باشگاه بزرگ نباشد، بلکه خود نیز بخشی از ثمره توسعه آن را ببیند.
کد مطلب 2279846
-
هوا در زنجان خنکتر میشود؛ هشدار هواشناسی درباره وزش باد
-
«جای خالی خوزستان در هیئتمدیره استقلال؛ ۶۰ درصد سهام از ماهشهر، اما سهم استان از مدیریت و سرمایهگذاری کجاست؟»
-
تحصیل ۱۴ هزار و ۱۹۸ دانشآموز در مدارس آستانهاشرفیه و بندر کیاشهر
-
هشدار دادستان سمنان درباره ایمنی سرویس مدارس و دانشگاهها؛ بیتوجهی به الزامات میتواند مسئولیت کیفری داشته باشد
-
قم، میزبان دومین نشست کمیسیون ارتباطات مجمع شهرداران کلانشهرهای ایران