جانشین رئیس گروه مشاورین نظامی فرماندهی معظم کل قوا گفت: وقتی ما وارد جنگ تحمیلی شدیم، ترورها هم از قبل شروع شده بود و در جریان جنگ و حتی بعد از جنگ ادامه پیدا کرد. شهید صیاد شیرازی از قربانیان ترور بود و بعدها نیز شخصیتهای نظامی دیگری هدف قرار گرفتند. ارتش در آن سالها حدود ۵۰۰ شهید ترور تقدیم کرد.
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، امیر آراسته امیر سرتیپ ستاد ناصر آراسته، جانشین رئیس گروه مشاوران نظامی فرماندهی معظم کل قوا و رئیس هیئت معارف جنگ شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، دفاع مقدس را تنها یک دوره نظامی نمیداند و از تجربههایی میگوید که به باور او در حوزههایی مانند مدیریت، وحدت ملی، آمادگی دفاعی و اتکا به توان داخلی برای امروز نیز قابل استفاده است. او همچنین درباره تغییر ماهیت تهدیدها و ضرورت انتقال تجربههای نسل جنگ به نسلهای بعد صحبت میکند.
مشروح گفتوگوی امیر آراسته با دفاع پرس را میخوانید؛
روایت روزهای پیش از دفاع مقدس
در ابتدا پیشنهاد میکنم برای امام راحل، امام شهید، همه شهدا و بهویژه شهدای جنگهای اخیر، ختم قرآن انجام دهیم و یک سوره حمد و سه مرتبه سوره توحید بخوانیم. من بر خودم واجب کردم بعد از شهادت امام شهیدمان، هر روز این کار را انجام بدهم. معمولاً این کار را بین نماز مغرب و عشا یا پیش از نماز عشا انجام میدهم.
با توجه به هفته دفاع مقدس، اجازه بدهید روایت را از پیش از انقلاب شروع کنم، چون برای فهم دفاع مقدس باید بدانیم ارتش و نیروهای انقلابی چه مسیری را طی کردند تا به روزهای جنگ رسیدند.
ارتش انقلابی چگونه از دل رژیم پهلوی شکل گرفت؟
شاید مردم ندانند که ارتش پیش از انقلاب، در میان سازمانهای دولتی وابسته به حکومت پهلوی، تعداد قابل توجهی زندانی سیاسی داشت. من فعلاً کاری به گروههای سیاسی خارج از ارتش ندارم؛ صحبت من درباره نیروهای خود ارتش است.
حدود ۱۳۰ نفر از نیروهای ارتش در زندانهای رژیم پهلوی بودند و ۱۵ نفر از ارتشیان نیز در همان زندانها به شهادت رسیدند. از سرلشکر گرفته تا سرباز و کارمند در میان این افراد بودند. بالاترین درجه نظامی میان زندانیان، شهید قرنی بود که سرلشکر بود. شهید رجایی نیز در دورهای بهعنوان یک فرد نظامی در زندان بود.
نیروهای انقلابی ارتش در بیرون زندان نیز فعال بودند؛ افرادی مانند شهید کلاهدوز، شهید صیاد، شهید نامجو، سرلشکر شهبازی و افراد دیگری که در ذهنم هستند. اینها از سالهای قبل از انقلاب، بهخصوص از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، در مسیر مبارزه با رژیم پهلوی فعالیت میکردند.
تعدادی از این نیروها برای سازماندهی فعالیتهای انقلابی، در گروهی که به «گروه بینام» معروف بود، گرد هم آمده بودند. آقای جاسبی شهید نامجو و شهید کلاهدوز و برخی دیگر از نیروهای انقلابی ارتش در این مجموعه حضور داشتند و در مسیر شکلگیری انقلاب اسلامی فعالیت میکردند.
بنابراین، همراهی ارتش با انقلاب موضوعی نبود که در روزهای آخر اتفاق افتاده باشد؛ بخشی از نیروهای ارتش سالها قبل در مبارزه با رژیم پهلوی فعال بودند.
جنگ برای ما پیش از حمله رژیم بعث آغاز شد
از نظر من، جنگ برای جمهوری اسلامی ایران هشت روز بعد از پیروزی انقلاب آغاز شد؛ نه به معنای جنگ با رژیم بعث، بلکه با ضدانقلاب در داخل کشور. حدود هشت روز پس از انقلاب، حمله به پادگان مهاباد رخ داد و در ادامه، در مناطق مختلف کشور درگیریها گسترش پیدا کرد. حدود ۱۸ گروه مختلف در نقاط مختلف کشور فعال بودند و بخشی از این حرکتها با حمایت خارجی همراه بود.
در برخی از این گروهها، سلاح و تجهیزات از یک طرف و ایدئولوژیهای مختلف از طرف دیگر وارد میدان شده بود. بخشی گرایشهای کمونیستی داشتند و بخشی با شعارهای تجزیهطلبانه فعالیت میکردند. از نگاه من، هم آمریکا و هم اتحاد جماهیر شوروی سابق در مقاطع مختلف از این جریانها حمایت میکردند.
روایت تلخ کردستان از جنایتهای ضدانقلاب
من هنوز وقتی بعضی صحنههای آن روزها را به یاد میآورم، باید بغضم را نگه دارم. یکی از صحنههایی که هیچوقت از ذهنم پاک نمیشود، مربوط به منطقه کردستان است. در یک مراسم عروسی، گروههای مسلح کومله مردم منطقه را جمع کرده بودند و برای برگزاری مراسم، دست به جنایت زدند.
روایت این بود که در آن مراسم، چند نفر از نیروهای سپاه و ارتش را به شکل فجیعی به قتل رساندند و سر بریدند! آنها برای عروس و داماد کومله، انسانها را جای قربانی قرار داده بودند و در مجموع ۱۲ نفر را شهید کردند؛ شش نفر از نیروهای سپاه، چهار نفر از ارتش و دو روحانی.
این افراد و شهدا برای تبلیغ و خدمت به مردم و در شرایطی به آن منطقه رفته بودند که هنوز روزهای نخست انقلاب بود و جمهوری اسلامی تازه در حال شکلگیری بود.
در مورد دیگری، جوانی مریوانی از مردم همان منطقه به نام «دارا کهنهدرویشی» که حافظ قرآن بود و در مساجد درباره امام، انقلاب و حکومت اسلامی سخن میگفت، مورد هدف ضدانقلاب قرار گرفت. او جوانی ۱۸ یا ۱۹ ساله بود و مردم به دلیل آشناییاش با قرآن و اعتقاداتش به او علاقه داشتند و طرفدارش بودند. چند بار به او هشدار داده بودند که نباید درباره امام و انقلاب صحبت کند، اما او به فعالیتش ادامه داد.
در نهایت او را دستگیر کردند و بهشدت شکنجه دادند. سیصد جای بدنش را با سیگار سوزاندند، با سرنیزه مجروح کردند و در نهایت در برابر خانوادهاش با تکهای موزاییک، سر این جوان پیشمرگ کرد مسلمان را بریدند! برای من، اینها مقدمه جنگ بود.
ترورها پیش از جنگ آغاز شده بود
وقتی ما وارد جنگ تحمیلی شدیم، ترورها هم از قبل شروع شده بود و در جریان جنگ و حتی بعد از جنگ ادامه پیدا کرد. شهید صیاد شیرازی از قربانیان ترور بود و بعدها نیز شخصیتهای نظامی دیگری هدف قرار گرفتند. ارتش در آن سالها حدود ۵۰۰ شهید ترور تقدیم کرد.
یکی از شهدا، شهید فراشاهی، فرمانده تیپ سقز بود. او از تهران داوطلبانه به منطقه رفته بود. از او دعوت کردند در میان مردم صحبت کند. او بدون سلاح و تنها با یک پارچه سفید در دست، برای صحبت و هدایت مردم وارد جمعیت شد.
او میگفت من برای جنگ نیامدهام؛ یگان من در پادگان است و هدفم گفتوگو و حل مسئله است. اما از میان جمعیت، یکی از عناصر ضدانقلاب مستقیم به قلب او شلیک کرد و او به شهادت رسید.
شهید فراشاهی اهل قم بود. پدر و مادرش در قم بودند و هنگامی که پیکرش را برای دفن به قم بردند، امام خمینی (ره) فرمودند این نخستین شهید ارتش قم است و باید در «قبرستان شیخان» دفن شود.
او در میان بزرگان و شهدای شیخان به خاک سپرده شد و امام خمینی (ره) نیز در تشییع پیکر او از مسجد امام حسن عسکری (ع)تا حرم حضرت معصومه (س) حضور یافتند و بر پیکرش نماز خواندند. من فکر نمیکنم فرصت حضور امام بر پیکر همه شهدا فراهم شده باشد، اما درباره این شهید این اتفاق افتاد.
یکی دیگر از شهدای این دوره، شهید سلمان صادقعاملی بود که همدوره دانشگاه افسری من بود و بعدها در نیروی هوایی و در ستاد شهید چمران خدمت کرد و به شهادت رسید. ارتش پانصد شهید ترور دارد و هفتصد شهید هم در نبرد با ضد انقلاب دارد.
ارتش در آستانه جنگ؛ کشوری که برای جنگ آماده نبود
وقتی جنگ تحمیلی آغاز شد، ارتش از حدود ۴۵۰ هزار نفر نیرو به دویست و پنجاه هزار نیرو رسیده بود. سپاه نیز در آن زمان هنوز سازمان رزمی کامل و حتی ساختار گردانی گستردهای نداشت و همان نیروی موجود نیز درگیر مبارزه با ضدانقلاب بود.
بخش بزرگی از ارتش نیز درگیر امنیت داخلی بود؛ از ترکمنصحرا، سیاهکل و شمالغرب کشور گرفته تا کردستان، کرمانشاه، ایلام، جنوبغرب و جنوبشرق. در جنوبشرق نیز گروههایی با عنوانهای مختلف فعالیت میکردند که از نگاه ما جریانهای ضدانقلاب بودند.
در آن شرایط، کشور از نظر اقتصادی نیز آمادگی یک جنگ تمامعیار را نداشت. منابع ارزی ما حدود ۶ میلیارد دلار بود، در حالی که منابع در اختیار رژیم بعث عراق حدود ۳۶ میلیارد دلار اعلام میشد؛ یعنی حدود شش برابر ایران.
اصلاً قرار نبود جمهوری اسلامی که تازه تشکیل شده و درگیر ایجاد ساختارهای حکومتی خود بود، وارد یک جنگ طولانی شود. خیلی زود نیز تحریمها علیه کشور شروع شد.
به همین دلیل است که من معتقدم جنگ به ما تحمیل شد. ما در شرایطی وارد دفاع شدیم که نه از نظر سازمانی، نه اقتصادی و نه تجهیزاتی، برای یک جنگ گسترده آماده نبودیم.
اما شهید هم فرمودند: دفاع مقدس، اسلام و انقلاب را زنده نگاه داشت و به ملت عزیز ایران، عزت و شرافت افزود.
۴۲ کشور مقابل ایران؛ «واقعاً تنها بودیم»
در پژوهشهای هیئت معارف جنگ درباره پشتیبانی از عراق در دوران دفاع مقدس بررسیهایی انجام دادهایم. بر اساس بررسیهای من، حدود ۴۲ کشور از صدام حمایت کردند؛ برخی سیاسی، برخی اقتصادی، برخی رسانهای و برخی نیز تسلیحاتی و تجهیزاتی.
کشورهای غرب و شرق در سطوح مختلف از رژیم بعث عراق حمایت میکردند و کشورهای عربی منطقه نیز کمکهای مالی و امکاناتی در اختیار این رژیم قرار میدادند.
اما ما واقعاً تنها بودیم و فقط خدا با ما بود. من این را بدون تردید میگویم که در دفاع مقدس، توکل به خدا و عنایت الهی یکی از مهمترین عوامل ایستادگی ما بود.
این جنگ فقط یک نبرد نظامی نبود. همزمان ترورها در شهرها افزایش پیدا کرد و در سالهای ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ کشور با موج تازهای از ناامنی و ترور مواجه شد.
از نگاه من، آنچه دفاع مقدس را به یک دوره سرنوشتساز تبدیل کرد، این بود که ملت ایران با همه این فشارها ایستاد.
تاریخ برای چه باید روایت شود؟
من تاریخ ایران، تاریخ جهان و تاریخ نظامی را مطالعه کردهام. این کار برای من بخشی از آموزش و حرفه نظامی بوده است. یک سؤال همیشه برای من مطرح بوده است: چرا ایران در طول تاریخ بخشهای بزرگی از سرزمینش را از دست داده است؟
وسعت ایران در دورههایی بسیار بیشتر از امروز بوده و در دورههایی به میلیونها کیلومتر مربع میرسیده است. حتی حدود ۳۲۰ سال پیش، وسعت ایران حدود ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار کیلومتر مربع بود؛ اما امروز این وسعت به حدود یک میلیون و ۶۴۸ هزار کیلومتر مربع رسیده است.
چرا یک ملت با چنین سابقه تمدنی و فرهنگی، بخشهایی از سرزمین خود را از دست داده است؟
برای پاسخ به این پرسش، سالها در قرآن تحقیق کردم. قرآن، کتاب تاریخ به معنای متعارف نیست، اما بخشهای تاریخی زیادی در آن وجود دارد. من بیش از ۳۱۸ قطعه تاریخی را در قرآن استخراج کردهام و احتمالاً اگر افراد دیگری هم تحقیق کنند، این تعداد بیشتر خواهد شد.
هدف از آوردن تاریخ در قرآن، صرفاً اطلاع از گذشته نیست؛ قرآن میخواهد ما از تاریخ عبرت بگیریم، از آن حکمت بیاموزیم و نصیحت بشنویم. از نگاه من، اگر این سه اصل را رعایت کنیم، مسلمان و عابد هستیم و در دنیا سرافراز هستم و سرباز امام زمان (عج) خواهیم بود و تاریخ برای ما تبدیل به ابزار هدایت میشود.
آفتهای تاریخ؛ تحریف، تکذیب، فراموشی و کتمان
خود قرآن درباره آفتهای تاریخ هم هشدار داده است؛ تحریف، تکذیب، نسیان و کتمان حقیقت. اگر تاریخ تحریف شود، از آن درس نمیگیریم. اگر تکذیبش کنیم، تجربه را کنار میگذاریم. اگر فراموشش کنیم، دوباره همان خطاها را تکرار میکنیم و اگر حقایق تاریخی را کتمان کنیم، فرصت عبرت و حکمت را از جامعه میگیریم.
من معتقدم یکی از مهمترین مسئولیتهای ما در حوزه معارف جنگ همین است که نگذاریم تجربه دفاع مقدس یا تحریف شود، یا به فراموشی سپرده شود. ما باید ببینیم در دفاع مقدس چه اتفاقی افتاد و چه چیزی به ما آموخت.
یکی از بزرگترین درسهای دفاع مقدس از نظر من این بود که امنیت را نمیتوان برونسپاری کرد. امروز حتی در حوزههایی مانند بهداشت و درمان نیز فهمیدهایم که نباید همه چیز را وابسته به بیرون کنیم. این به معنای استفاده نکردن از دارو یا دانش خارجی نیست؛ علم را میتوان از هر جای دنیا گرفت، اما اختیار و مدیریت حوزههای حیاتی باید در دست خودمان باشد.
ولایت نظامی باید با ما باشد، ولایت علمی باید با ما باشد، ولایت آموزشی باید با ما باشد و مدیریت بهداشت و درمان نیز باید در اختیار خودمان باشد.
چرا دفاع مقدس به استقلال کشور منجر شد؟
ما در دفاع مقدس فهمیدیم اگر اختیار و مدیریت حوزههای حیاتی کشور را در دست نداشته باشیم، در شرایط بحران شکست میخوریم. یکی از دلایلی که به باور من در دفاع مقدس پیروز شدیم، وجود فرماندهی واحد، وحدت ملی و حضور مردم در کنار نیروهای مسلح بود. بعد از انقلاب، با رهبری امام خمینی (ره)، یک محور فرماندهی واحد شکل گرفت و مردم نیز از آن پشتیبانی کردند.
در دوران دفاع مقدس، مردم فلسفه شهادت را باور کرده بودند. میگفتند یا پیروز میشویم یا شهید میشویم و در هر دو صورت پیروز هستیم. این نگاه، فرهنگ عاشورا، امید به ظهور امام زمان (عج) و اعتماد به فرماندهی، مجموعهای را ایجاد کرد که باعث شد در برابر فشار گسترده دشمن بایستیم.
ما در دفاع مقدس یک وجب از سرزمینمان را از دست ندادیم. وقتی این را با تاریخ گذشته مقایسه میکنم، میبینم آنجا مسئله فقط تجهیزات نبود؛ مسئله وحدت ملی و فرماندهی نیز بود.
میراث دفاع مقدس برای علم و فناوری
یکی از نتایج مهم دفاع مقدس این بود که فهمیدیم برای امنیت ملی باید روی پای خودمان بایستیم؛ برای درمان روی پای خودمان باشیم و برای دانش نیز به توان داخلی متکی باشیم.
بعد از دفاع مقدس، پیشرفتهای زیادی در حوزههای علمی، صنعتی و فناوری اتفاق افتاد. من این را نتیجه همان روحیه ایستادگی میدانم. این دستاوردها صرفاً شعار نیست. خون شهدا هزینهای بود که برای این ایستادگی داده شد و مردم دنیا نیز فهمیدند ملت ایران تا آخرین لحظه برای حفظ سرزمینش میایستد.
امروز نیز من بهعنوان یک سرباز بازنشسته، با وجود سن ۷۴ سال، هنوز آرزو دارم اگر روزی لازم شد در برابر دشمن از کشور دفاع کنم. دوست ندارم جنگ اتفاق بیفتد؛ من میخواهم مردم در رفاه و آرامش زندگی کنند، اما اگر جنگی بر ما تحمیل شود، معتقدم باید از کشور دفاع کنیم. من بین جنگطلبی و جهاد در راه دفاع از کشور تفاوت میگذارم. از جنگ برای دنیا و قدرتطلبی بیزارم، اما دفاع از حق و میهن را وظیفه میدانم.
اگر تهدیدی متوجه ایران شود، مردم هم در میدان میایستند
فقط موشک، پدافند، هواپیما و ناو نیستند که از کشور دفاع میکنند. جوان روستایی، چوپان، دانشآموز، دانشگاهی، کاسب، کارگر، زن و مرد ایرانی نیز میتوانند در دفاع از کشور نقش داشته باشند.
من معتقدم اگر تهدید واقعی متوجه کشور شود، مردم نیز در کنار نیروهای مسلح میایستند. ما به دنبال جنگ نیستیم، اما برای دفاع آمادهایم. اگر دشمن تصور کند میتواند با فشار، محاصره یا تهدید، اراده ایران را تغییر دهد، از نظر من در محاسباتش اشتباه کرده است.
در عین حال، اگر مذاکرهای انجام شود، باید از موضع قدرت و حفظ منافع ملی باشد. مذاکره را نمیتوان با تسلیم یکی دانست. صلح شرافتمندانه را میتوان پذیرفت، اما صلحی که نتیجه آن تحمیل خواسته طرف مقابل باشد، از نظر من قابل قبول نیست. من معتقدم تجربه دفاع مقدس به ما آموخت که برای حفظ عزت و استقلال، باید آمادگی، توان داخلی و وحدت ملی را حفظ کنیم.
چرا جنگهای اخیر رخ داد؟
دشمن در دوران دفاع مقدس هشت سال ما را آزمود و دید که ملت ایران صحنه را خالی نمیکند. بعد از آن، سالها امیدوار بودند ایران یا به سمت سازش برود، یا در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی ضعیف شود و صدور انقلاب با ختلال روبرو شود. من معتقدم در مقطعی آنها به این نتیجه رسیدند که این روشها به نتیجه نمیرسد و باید روش دیگری را امتحان کنند.
از طرف دیگر، آنها دیدند مردم در موضوعات مختلف منطقهای، از فلسطین گرفته تا یمن، واکنش نشان میدهند و گروههای مختلف منطقهای نیز مواضع خود را در کنار ایران یا در چارچوب منافع مشترک بیان میکنند. این موضوع، از نظر من باعث شد دشمنان به این نتیجه برسند که برای متوقف کردن روندهای منطقهای و داخلی ایران، باید فشار مستقیمتری وارد کنند.
فروپاشی سلطه آمریکا را خواهید دید
من بهعنوان یک سرباز که سالها مطالعات نظامی و تاریخی داشتهام، بر اساس تحلیلی که خودم دارم، معتقدم نسل جوان شاهد افول سلطه آمریکا و فروپاشی آن را خواهد بود. حتی پیشبینی من این است که آمریکا در آینده ممکن است با شکافهای داخلی جدی مواجه شود و ساختار سیاسی کنونیاش دستخوش تغییرات اساسی شود. فروپاسی رژیم اسرائیل را من هم با این سن و سال خواهم دید.
من معتقدم جنگهای اخیر و سیاستهای آمریکای کودکخوار و رژیم اسرائیل کودککش، اگر با محاسبات اشتباه ادامه پیدا کند، میتواند روند افول آنها را سریعتر کند. در مورد رژیم اسرائیل نیز معتقدم شرایط آن پایدار نخواهد ماند و اگر سیاستهای کنونی ادامه پیدا کند، زمینههای فروپاشی آن بیشتر خواهد شد.
من اینها را از منظر یک سرباز و بر اساس مطالعات تاریخی و نظامی خودم میگویم. به نسل جوان میگویم تجربه دفاع مقدس را خوب مطالعه کنید. ببینید یک کشور در شرایطی که از نظر اقتصادی، تجهیزاتی و سیاسی در وضعیت دشواری قرار داشت، چگونه توانست بایستد.
اگر تاریخ را درست بخوانیم، از گذشته عبرت بگیریم، توان داخلی را تقویت کنیم و وحدت ملی را حفظ کنیم، میتوانیم برای آینده نیز آماده باشیم. من باور دارم تجربه دفاع مقدس فقط متعلق به گذشته نیست؛ بخشی از دانش و حافظه دفاعی این کشور است و اگر درست منتقل شود، میتواند به نسلهای بعد برای شناخت تهدیدها و حفظ استقلال و امنیت کشور کمک کند.
۲۹۲۱۸
کد مطلب 2281779
-
دستورالعمل استفاده از فضاها به عنوان پناهگاه تدوین و ابلاغ شد/ سردار جلالی: مسئولان محلی برای مدیریت بحران هستهای آموزش دیدند
-
روایت امیر آراسته از سالهایی که ارتش ۵۰۰ شهید ترور داشت؛ کومله برای عروس و داماد بچههای ارتش و سپاه را قربانی میکرد/ ماجرای «گروه بینام» چه بود؟
-
زیدآبادی خطاب به حامیان حمید رسایی؛ بالاغیرتاً شیخ را با سید حسن مدرس مقایسه نکنند!/ بگذارید مدرس در مقتل خود خود آرام و قرار داشته باشد
-
لاریجانی: اصلاً حجاب پیشکش؛ بحث ما الان حدود برهنگی است
-
ماجرای دعوای خلبانهای اسرائیلی و گزارش خبرگزاری فارس از جزئیات طرح موساد علیه ایران/ جزئیات طرح «حمله به هواپیماها و فرودگاهها» چیست؟
-
فوری/ آیتالله نوری همدانی در بیمارستان بستری شد +جزئیات
-
متولد ماه مهر؛ پزشکیان ۷۲ ساله شد/ تصویر هدیه نوهها به پدربزرگ در پست اینستاگرام
-
ماجرای دعوای خلبانهای اسرائیلی و گزارش خبرگزاری فارس از جزئیات طرح موساد علیه ایران/ جزئیات طرح «حمله به هواپیماها و فرودگاهها» چیست؟
-
سخنگوی سپاه: تصمیمات شورای عالی امنیت ملی بدون اذن مقام معظم رهبری قابلیت اجرا ندارد/ در دنیای جنگ هیچ احتمالی را نمیتوان بهطور کامل منتفی دانست
-
لاریجانی: اصلاً حجاب پیشکش؛ بحث ما الان حدود برهنگی است