نگاه آمریکا به نقش منطقه‌ای ترکیه پس از خروج از آن

نگاه آمریکا به نقش منطقه‌ای ترکیه پس از خروج از آن

  • 28 شهريور 1405 – 16:18
  • اخبار بین الملل
  • اخبار ترکیه و اوراسیا
نگاه آمریکا به نقش منطقه‌ای ترکیه پس از خروج از آن

ترکیه امیدوار است پس از خروج کامل آمریکا از منطقه، نقش بیشتری در تحولات منطقه ایفا کند.

بین الملل

به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، این روزها که حتی تحلیلگران غربی نیز از شکست سنگین آمریکا در منطقه صحبت می‌کنند، رسانه‌های آنکارا به دنبال پاسخی برای این پرسش هستند: آیا خروج کامل آمریکا از منطقه به نفع ترکیه است و واشنگتن بخشی از کارهایش را به آنکارا خواهد سپرد؟

این سوال از این جهت مهم است که یادآور نگرش اردوغان به اهداف اشغالگرانه آمریکا در عراق و خاورمیانه در سال 2003 میلادی بود. یعنی همان دورانی که رجب طیب اردوغان به عنوان نخست وزیر وقت ترکیه و رهبر حزب عدالت و توسعه، آشکارا از پروژه‌ای به نام «خاورمیانه بزرگ» حمایت و اعلام آمادگی کرد که برای تحقق آن سناریو، مهمترین نقش منطقه ای را بر عهده بگیرد.

عزت آک یول از تحلیلگران مشهور ترکیه، در یادداشتی مفصل درباره این موضوع اظهارنظر کرده و معتقد است که نوع نگاه ترکیه به منطقه و نقشی که برای خودش تعریف می‌کند، می‌تواند به نوعی به مقامات آمریکایی، اطمینان و آسودگی خاطر بدهد.

بخش‌هایی از یادداشت مفصل این تحلیلگر ترکیه را با هم مرور می‌کنیم:

ترکیه و منطقه، پس از خروج آمریکا

نارضایتی طولانی در رده‌های بالای ارتش آمریکا با گزارشی که واشنگتن پست در 30 آگوست منتشر کرد، باز هم شعله ور شد. چرا که فرماندهان، به تصمیم وزیر دفاع ترامپ، برای تمدید استقرار گسترده نظامی در خاورمیانه اعتراض کردند.

آنها استدلال کردند که کشتی‌ها، هواپیماها، سیستم‌های تسلیحاتی و پرسنلی که از مناطق دور برای جنگ با ایران آورده شده‌اند، آمادگی‌ آمریکا در جبهه‌های دیگر را تضعیف می‌کنند. آمریکا حالا سه پرونده مهم دارد:
محافظت از اسرائیل و شرکای خلیج فارس در برابر حملات ایران.
حمایت از اوکراین در برابر آمریکا.
تلاش برای مهار چین.

سلاح‌های مورد نیاز در این سه جبهه همگی یکسان نیستند. با این حال، رقابت مستقیمی بر سر برخی عناصر حیاتی مانند رهگیرهای پاتریوت و تاد، موشک‌های کروز تاماهاوک، سیستم‌های حمله دقیق دوربرد و ناوهای هواپیمابر وجود دارد.

ذخایر تسلیحاتی آمریکا به خاطر جنگ با ایران ته کشیده و ارسال مهمات برای ژاپن و تایوان با مشکل روبرو شده است. با وجود همه اینها و علیرغم آسیب پذیری اسرائیل، آمریکا در حال ارائه تعریف تازه‌ای از مفهوم ثبات منطقه‌ای و حضور منطقه‌ای است.

واشنگتن دیگر به خاورمیانه‌ای که در هر بحران منطقه‌ای به آن متوسل شود، نیاز ندارد، بلکه به منطقه‌ای نیاز دارد که بتواند بخش قابل توجهی از مشکلات خود را با دولت‌ها و توازن قدرت خود مدیریت کند.

توانایی اسرائیل در آزادسازی ظرفیت نظامی که می‌خواهد به چین اختصاص دهد، به شکل‌گیری نظمی جدید در خاورمیانه بستگی دارد.

اختلاف نظر در اینجا بسیار اساسی است. برای اینکه آمریکا بتواند از منطقه خارج شود، بازیگران محلی باید قدرت خود را تثبیت کنند. از سوی دیگر، اسرائیل همین بازیگرانی را که خارج از کنترل خود قدرت می‌گیرند، به عنوان تهدیدهای آینده می‌بیند.

بنابراین، سیستمی که به اسرائیل حس امنیت می‌دهد، کاهش بار خود در منطقه را برای واشنگتن دشوار می‌کند. اینجاست که اسرائیل تمایل دارد سوریه سست و بی‌دفاع باشد و حضور روسیه در سوریه را بر حضور ترکیه ترجیح می‌دهد.

اما از دید آمریکا، حضور ترکیه به عنوان یک متحد عضو ناتو، مفیدتر است. همچنان که دیدیم اختلاف نظر در 18 آگوست به آستانه خطرناکی رسید. اسرائیل به پایگاه هوایی ابوظهور در نزدیکی مرز ترکیه حمله کرد و احتمال استقرار سربازان و سامانه‌های نظامی ترکیه در آنجا را مطرح کرد.

در نهایت، واشنگتن مجبور شد برای جلوگیری از جنگ احتمالی بین دو متحد خود یعنی ترکیه و اسرائیل، یک خط کاهش تنش جدید ایجاد کند.

در دیگر سو، با تشدید درگیری اسرائیل و ایران، ژنرال مایکل کوریلا، درخواست نیروهای بیشتری برای محافظت از اسرائیل و پایگاه‌های آمریکایی در منطقه کرد. ولی البریج کولبی، مشاور سیاسی پنتاگون، استدلال کرد که هرگونه اعزام نیروی بیشتر به خاورمیانه، آمادگی‌ها در آسیا را کاهش می‌دهد.

جنگ با ایران این بحث را به حدی که کولبی از آن بیم داشت، تشدید کرد. تلاش اسرائیل برای از بین بردن کامل تهدید ایران، آمریکا را به حفظ ده‌ها هزار سرباز در منطقه و خارج کردن کشتی‌های جنگی، هواپیماها و سیستم‌های دفاع هوایی از سایر ماموریت‌ها سوق داد. با این حال، ایران با حمله به پایگاه‌های آمریکایی و کشورهای خلیج فارس تلافی کرد.

کشور آمریکا , کشور ترکیه , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , خاورمیانه , دونالد ترامپ ,
کاهش حمایت از اسرائیل
مصونیت اسرائیل در واشنگتن در حال فرسایش است. اسرائیل، به لطف قدرت خارق‌العاده لابی خود در واشنگتن، تا حد زیادی توانست از پیامدهای سیاسی فاصله بین ترجیحات خود و منافع آمریکا جلوگیری کند.

به ویژه، مخالفت با اسرائیل در کنگره هزینه سیاسی سنگینی برای اعضای کنگره داشت. البته این ساختار از بین نرفته است. کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل (آیپک) و سایر سازمان‌های طرفدار اسرائیل هنوز از مقادیر زیادی پول انتخاباتی استفاده می‌کنند، از نامزدها حمایت می‌کنند و بر تصمیمات کنگره تأثیر می‌گذارند.

ولی نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو در مارس 2026 نشان داد که 60 درصد از آمریکایی‌ها دیدگاه‌های منفی نسبت به اسرائیل دارند. این رقم در میان دموکرات‌ها به 80 درصد افزایش می‌یابد.

از دیگر سو محدودیت‌های منابع پنتاگون، توجیه محکمی برای محدود کردن خواسته‌های اسرائیل به واشنگتن می‌دهد. واشنگتن به یک تعادل منطقه‌ای در خاورمیانه نیاز دارد که نیاز به مداخله کمتر آمریکا داشته باشد و یک ترتیب امنیتی در اوکراین که جنگ را بازتولید نکند.

کشور آمریکا , کشور ترکیه , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , خاورمیانه , دونالد ترامپ ,

آسیای مرکزی محل امن جدید برای سرمایه های جنوب خلیج فارس

بازگشت آمریکا به اقیانوس آرام، ارتباط دقیقی با این موضوع دارد که نظم خاورمیانه پس از خروج سربازان آمریکایی چگونه خواهد بود. این همان جایی است که ارزش ترکیه آشکار می‌شود. کشوری که می‌تواند بار خاورمیانه را کاهش دهد. اهمیت ترکیه صرفاً از تعداد سربازان یا صنعت دفاعی آن ناشی نمی‌شود. آنکارا می‌تواند همزمان در بازسازی ظرفیت دولتی در سوریه مشارکت کند، حلقه اتصال شمالی برای مسیرهای اقتصادی جدید بین عراق و خلیج فارس ایجاد کند و امنیت و تجارت را در یک شبکه در منطقه گرد هم آورد.

فرصت دوم برای ترکیه در اوکراین پدیدار می‌شود. برای آمریکا، وضعیت اوکراین یک شمشیر دولبه است: پیروزی آشکار روسیه امنیت اروپا و اعتبار ناتو را تضعیف می‌کند. جنگی که سال‌ها ادامه یابد، پول، مهمات و توجه سیاسی را مصرف می‌کند و منابعی را که باید به چین اختصاص داده شود، به خود اختصاص می‌دهد.

بنابراین، واشنگتن می‌خواهد این موضوع در اسرع وقت حل شود. ترکیه به احتمال زیاد نقش‌های حیاتی هم در مذاکرات آشتی و هم در فرآیندهای پس از آشتی ایفا خواهد کرد. ترکیه در حالی که در طول جنگ از اوکراین با تجهیزات نظامی حمایت می‌کرد، به گفتگو با مسکو ادامه داد؛ الحاق کریمه را به رسمیت نشناخت، اما روابط دیپلماتیک با روسیه را قطع نکرد؛ کنوانسیون مونترو را اجرا کرد، مذاکرات استانبول را سازماندهی کرد، نقش محوری در ایجاد کریدور غلات ایفا کرد و در تبادل زندانیان میانجیگری کرد.

البته آنکارا نمی‌تواند طرفین را مجبور به پذیرش توافقی کند که نمی‌خواهند. با این حال، کشورهای بسیار کمی وجود دارند که می‌توانند یک آشتی سیاسی را پس از تولد به یک سیستم کارآمد تبدیل کنند.
رابطه‌ای که ترکیه در طول جنگ با مسکو حفظ کرد، در صورت تحقق این احتمال، معنای جدیدی پیدا خواهد کرد. آنکارا و مسکو در یک طرف نیستند.

منافع آنها بارها در سوریه، لیبی، قفقاز و دریای سیاه با هم در تضاد بوده است. ترکیه اوکراین را مسلح کرده، الحاق کریمه را رد کرده و جایگاه خود را در ناتو حفظ کرده است. با وجود این، دو کشور روابط سیاسی، نظامی و اقتصادی خود را قطع نکرده‌اند.

این رابطه که اغلب در غرب با سوءظن دیده می‌شود، یکی از کانال‌های نادری است که می‌تواند در استراتژی با هدف جلوگیری از اتحاد کامل روسیه با چین مورد استفاده قرار گیرد. ترکیه به تنهایی نمی‌تواند روسیه را به غرب نزدیک‌تر کند؛ با این حال، می‌تواند یکی از کانال‌های ارتباطی مسکو را در خارج از پکن باز نگه دارد. روابط ترکیه و روسیه که از طریق دریای سیاه، قفقاز، آسیای مرکزی و مسیرهای انرژی و حمل و نقل حفظ می‌شود، مسکو را در یک سیستم پیچیده‌تر از ارتباطات نگه می‌دارد که محدود به یک شبکه واحد چین محور نیست.

عضویت ترکیه در ناتو ارزش این کانال را بیشتر می‌کند. بنابراین، نقش بالقوه آنکارا در اوکراین می‌تواند فراتر از میزبانی یک نشست آتش‌بس باشد. ترکیه می‌تواند یکی از نکات کلیدی در تعیین ترتیبی باشد که روسیه پس از جنگ روابط خود را با اروپا و سایر مناطق اطراف آن دوباره برقرار خواهد کرد.

کشور آمریکا , کشور ترکیه , رژیم صهیونیستی (اسرائیل) , خاورمیانه , دونالد ترامپ ,

پیوند ارزی آسیا؛ ریسک کمتر یا سرایت بیشتر؟

خاورمیانه، اوکراین و روابط روسیه و چین در نگاه اول سه پرونده جداگانه هستند؛ با این حال، از نظر اولویت‌های واشنگتن، آنها جنبه‌های مختلفی از یک مشکل را نشان می‌دهند. ترکیه در هر سه معادله، حتی در مرکز آنها، چه در مذاکرات و چه در فرآیندهای پس از مذاکره، دخیل است.

ترکیه از ظرفیت منطقه‌ای برای کاهش نیاز به مداخله آمریکا در خاورمیانه برخوردار است؛ می‌تواند هم در مذاکره و هم در اجرا در اوکراین مشارکت کند و می‌تواند در کاهش وابستگی روسیه به چین نقش داشته باشد. آنچه ترکیه را به یک کشور کلیدی تبدیل می‌کند، تنها موقعیت آن در وسط قاره‌ها نیست.

بلکه توانایی شبکه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی جداگانه برای اتصال از طریق ترکیه و این واقعیت است که در غیاب این اتصال، همه هزینه بیشتری می‌پردازند. در گذشته، تعامل همزمان آنکارا با مراکز قدرت مختلف اغلب منجر به بحث‌هایی در مورد همسویی آن می‌شد.

در این دوران جدید، که آمریکا با کمبود منابع مواجه است و مجبور به انتخاب طرف‌ها است، همین ویژگی می‌تواند به ارزشمندترین دارایی ترکیه تبدیل شود. ترکیه می‌تواند خلأ منطقه‌ای ایجاد شده توسط خروج آمریکا را به فرصتی برای ایجاد نظمی جدید در اطراف خود تبدیل کند. ممکن است واشنگتن برای جلوگیری از شعله‌ور شدن مجدد جبهه‌هایی که می‌خواهد در آینده‌ای قابل پیش‌بینی ببندد، به ترکیه نیاز داشته باشد.
انتهای پیام

Leave a Comment

Are you human? Please solve:Captcha